داستان خنده دار : داستان طنز تاکسی

خرید بک لینک

<a href='http://www.niloblog.com/top/داستان/'>داستان</a> کوتاه طنز داستان خنده دار داستان طنز تاکسی

داستان خنده دار : داستان طنز تاکسی

چهار تا رفیق میخوستن سوار تاکسی بشن ولی پولی نداشتن که بدن! با خنده ﻗﺮﺍﺭ میذارن وقتی به مقصدشون رسیدن چهارتایی پیاده بشن و فرار کنن!
وقتی به مقصد میرسن چهارتایی شون در های ماشین رو باز میکنن و شروع میکنن به فرار! ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾک ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ اینقدر تاریک که ﻫﯿﭽﮑسی کس دیگه ای رو نمی دید فقط صدای نفس نفس زدنشون شنیده می شد!
یکی از اون چهارتا زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷ رو بکن الآن ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !
طرف برگشت گفت: بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟

همه چی از همه جا...

ما را در سایت همه چی از همه جا دنبال می‌کنید

برچسب: داستان خنده دار,داستان خنده دار باحال,داستان خنده دار کوتاه,داستان خنده دار و طنز,داستان خنده دار و جالب,داستان خنده دار انگلیسی,داستان خنده دار کودکانه,داستان خنده دار طولانی,داستان خنده دار بلند, نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 1:53

صفحه بندی